تبلیغات
جهان یکه نگار - پیامک ویژه دهه ی کرامت


جهان یکه نگار

میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد . . .

.

.

.

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور

و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم . . .


میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد . . .

.

.

.

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور

و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم . . .

.

.

.

بانویم معصومه علیهاالسلام

میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها

و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد میلادت مبارک

.

.

.

برآیینه جمال داور صلوات / بر روشنی چشم پیمبر صلوات

برحضرت معصومه فروغ سرمد / بر دسته گل موسی جعفرصلوات . . .

.

.

.

میلاد نور دیده رضا، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیهاالسلام خجسته باد



برآیینه جمال داور صلوات/ بر روشنی چشم پیمبر صلوات/ برحضرت معصومه فروغ سرمد/ بر دسته گل موسی جعفر صلوات

.

میلاد “نور دیده رضا”، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ خجسته باد !

.

معصومه جان ! عطر میلاد تو، چون نسیم بهشتی است که مشام دل‏ها را می‏نوازد؛ میلادت مبارک !

.

جهت مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید ….

.

.

.

معصومه جان ! میلادت چون شکوفه ‏های بهاری، به جان‏های مشتاق، طراوت می‏بخشد.

.

.

.

میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ مبارک باد!

.

.

.

به یمن میلادت، ذره‌ذره نور می‏شویم و قطره‌قطره حضور، و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم.

.

.

.

بانویم معصومه ـ سلام الله علیها ـ میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد؛ میلادت مبارک !

.

.

.

حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ دیده به جهان گشود و در بوستان معنویت، نسیم سبز بشارت وزیدن گرفت.

.

.

.

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است که درقم، شهر اقامه مى‌درخشد .

.

.

.

بانویم معصومه ـ سلام الله علیها ـ نگاه معصومانه‏ات، امید را در دل خسته زمین می‏رویاند و رایحه پاک بهشتی‏ات، نسیم را به وجد می‏آورد.

.

.

.

روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی، از این حُسن باز می‏گردیم؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمان‌ مان با آب دیده تطهیر شده است.

.

.

روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما !


دهه ی کرامت بر شما مبارک.


خواهر خورشید

خواهر خورشید
خواهر خورشید


 

نویسنده:فاطمه( شمسی) وفایی




 
نزدیک دو ماه است که در راهیم(1). خیلی خسته شده ایم، ولی هرچه باشد، بهتر از مدینه است. آنجا شب و روز می ترسیدیم. وقتی بابا از خانه بیرون می رفت، امید نداشتیم برگردد. چند نفر از دوستانم هنوز هم فکر می کنند روزی پدرشان را خواهند دید، ولی بابا می گوید:«هر شیعه ای که دست دشمنان بیفتد، زنده نمی ماند.»
تا زمانی که امام رضا (ع)در مدینه بود، اینقدر شیعیان را اذیت نمی کردند، ولی از زمانی که با زور، امام را به خراسان بردند، روزگار ما سیاه شده. اگر مأموران جلو شیعیان را نمی گرفتند، همه با امام می رفتیم.
از بس روی شتر نشسته ام، کمرم خشک شده. احساس می کنم سرم اندازه همه سنگ های این بیابان سنگین شده. کاش به کاروان استراحت بدهند!
یادم رفت بگویم، امام رضا (ع)یک سال بعد از سفر به خراسان، به خواهرش نامه نوشت و او را به خراسان دعوت کرد. ما هم به همراه عده ای از خواهران، برادرها و دوستان امام به طرف خراسان حرکت کردیم.
رئیس کاروان ما حضرت فاطمه، خواهر امام رضا (ع)است. او دختر امام موسی بن جعفر و عمه امام جواد است. آره، با کاروان مهمی هم سفر هستم و برای همین هم نگران نیستم.
سواری به قافله نزدیک می شود. چه گرد و خاکی بلند کرده! اسب، عجب نفس نفسی می زند! حتماً کلی غبار توی گلویش رفته.
بزرگ ترها دورش جمع می شوند. حتماً خبری آورده.
برادرهای خانم، هارون، جعفر، قاسم، فضل(2) خیلی نگران شدند، ولی در این بیابان دورافتاده
کسی ما را نمی شناسد، چه خطری می تواند ما را تهدید کند؟
می گویند:« به چند کاروان حمله کرده اند.»
می پرسم : کی حمله کرده؟ برای چی؟
مادرم می گوید: به دستور مأمون به چند کاروان که به خراسان می رفتند، حمله کرده اند.
پرسیدم: آخه برای چی؟!
مادر: دشمنان همیشه می خواهند ما را از امامانمان دور کنند.
می پرسم: برای چی؟!
مادر: همیشه آدم های ستمگر، دشمن امامان بودند. آنها به مردم ظلم می کردند و امامان ما هم به مبارزه با آنها برمی خاستند. حالا هم سعی می کنند که نگذارند یاران امام رضا (ع)به خراسان برسند. می ترسند که به کمک هم، دشمنان خدا را نابود کنند.
به یاد صحبت های مادربزرگ افتادم که می گفت:« بعد از شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب به کمک امام زین العابدین، مردم را از ظلم و ستم دشمنان خدا باخبر کرد.» حالا هم مأمون برای جلوگیری از آگاهی مردم از بی عدالتی هایش، نمی گذارد این خواهر و برادر به هم برسند. از این فکر، تنم می لرزد. مثل اینکه مادر هم مثل من فکر کرده است. حضرت معصومه مشغول ذکر گفتن است. مادر آهسته می گوید:« مگر از روی جنازه ما بگذرند تا بتوانند صدمه ای به خانم بزنند. عشق و معرفت و محبت ما به امامان، همه از درس های اوست. این خانم به گردن همه ما حق دارد». آهسته می پرسم: خانم که از شما کوچک ترند، چه طور به شما درس می دادند؟
مادر می گوید: ما، در مدینه همسایه امام کاظم(ع) بودیم. خوب به یاد دارم اول ذیقعده سال 173 که خانم به دنیا آمد، 25 سال من هم تمام شد.
می گویم: پس، شما هم سن امام رضا (ع)هستید.
مادر: درست گفتی. حالا خانم 27 سال دارد و از خیلی از شاگردانش، کم سن و سال تر است، ولی چون در خانه ای بزرگ شده که پدر، مادر، برادر و حتی عمه اش دانشمند بودند، از همان کودکی علوم زیادی را فراگرفت.
دوست دارم مادر باز هم از خانم حرف بزند، ولی مثل اینکه زبانش از شدت گرما و عطش به سختی توی دهانش می چرخد.
منبع: راسخون
نوشته شده در جمعه 7 شهریور 1393 ساعت 09:13 ب.ظ توسط aj mn نظرات | |


آخرین مطالب
» اربعین حسینی
» عکس غذای نذری امام حسین
» فینال تنیس روی میز المپیک2016
» نکات تغذیه ای
» اخبار جدید فناوری
» جودو کاران کوچک
» ماه شعبان
» نوروز95
» انتخابات7 اسفند
» شعر برای دهه ی فجر
» اخبار
» دانلود نرم افزار آنتی ویروس و دانلود منیجر
» امام رضا مداحی
» جدید ترین اخبار فناوری
» اخبار ایران و جهان
» آخرین اخبار ایران
» دانلود مداحی های محمود کریمی
» اخبار ایران
» اخبار تکنولوژی
» آخرین اخبار

Design By : RoozGozar.com